معنی غدا
10 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) بامداد. (مقدمةالادب زمخشری). ظاهراً مخفف غداة است. رجوع به غداة شود. || لفظ مشترکی است که در فارسی و عربی به معنی طعام به کار برند ولی در اصل به غذائی که هنگام صبح تناول شود اطلاق کنند: غدای روح باشد نطق جانان به جسم مردهٔ عاشق دهد جان. شعوری (از لسان العجم).[ غَ دَنْ ] (ع مص) چاشت خوردن. (منتهی الارب): غدی یغدی غداً؛ اکل اول النهار. (اقرب الموارد). غدی کرضی؛ اکل اول النهار. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر