معنی غبار خاطر
5 بازدید
[ غُ رِ طِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) غبار دل. مجازاً به معنی آزردگی خاطر: چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را غبار خاطری از رهگذار ما نرسد.حافظ. - غبار بر خاطر ماندن؛ رنجیدگی و کدورت در خاطر یا دل ماندن : عاقبت از ما غبار ماند و زنهار تا ز تو بر خاطری غبار نماند.سعدی. و رجوع به غبار دل و غبار بر دل نهادن شود.
کلمات همقافیه با «غبار خاطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر