معنی عکسپذیر
7 بازدید
[ عَ پَ ] (نف مرکب) عکس پذیرنده. نقش پذیر. انعکاس و تصویر پذیر چون آینه : صقلش از مالش سریشم و شیر گشته آیینه وار عکس پذیر.نظامی. چنان ز ضعف بود بی نظیرم روشن که در برابرم آیینه نیست عکس پذیر.عرفی.
کلمات همقافیه با «عکسپذیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر