معنی عکسبرداری
8 بازدید
[ عَ بَ ] (حامص مرکب) عکس برداشتن. عکاسی. مجموع عملیاتی که با اجرای آنها تصویر شی ء مورد نظر به روی صفحه ای ثابت میگردد. (فرهنگ فارسی معین). از نظر فن عکاسی، اشعهٔ نورانی صادر از شی ء بوسیلهٔ عدسی دستگاه عکس برداری به داخل جعبهٔ تاریک دستگاه نفوذ می کند و صفحهٔ حساس را متأثر میسازد و تغییراتی در وضع شیمیائی و فیزیکی مادهٔ حساس پدید می آورد. این صفحه به تاریک خانه یعنی محلی که با نور قرمز روشن میشود، برده شده در آنجا با مواد شیمیایی مخصوص، عکس تصویر شی ء مورد نظر، ظاهر و ثابت میگردد. سپس این عکس را به روی صفحهٔ حساس کاغذی انتقال داده تصویر حقیقی شی ء بر روی آن چاپ میشود. (فرهنگ فارسی معین). عکاسی یا عکس برداری مرکب از دو عمل، یکی فیزیکی و یکی شیمیایی است: عمل فیزیکی، یعنی ایجاد تصویر واضح و روشنی از شی ء یا شخصی که میخواهیم عکس آن را برداریم و این عمل با دستگاهی به نام دوربین عکاسی انجام میگیرد. رجوع به دوربین شود. و عمل شیمیائی، املاح نقره دارای این خاصیت هستند که بر اثر نور تجزیه میشوند و نقرهٔ خالص از آنها به صورت ذرات سیاه رنگ آزاد میگردد، ژلاتین این عمل را آسان میکند. در عمل مخلوط ژلاتین و برمور نقره را در کارخانه هایی که تنها با نور سرخ روشن شده روی شیشه یا نوارهایی به نام فیلم و یا کاغذ مخصوصی میکشند و خشک می کنند و در موقع برداشتن عکس در جعبهٔ مخصوص به اسم شاسی جای میدهند. در موقع عکس برداری پس از آنکه تصویر شی ء یا شخص روی فیلم منعکس شد آن را به وسیلهٔ داروهای شیمیائی بخصوص ظاهر می کنند و تصویری بدست می آید که نقاط روشن شی ء سیاه، و نقاط سیاه آن روشن دیده میشود و آن را عکس منفی گویند. و عکس منفی را چون بر کاغذ حساس برگردانند تصویری بدست می آید که نقاط روشن و تاریک آن مطابق با اصل شی ء یا شخص است و آن را عکس مثبت گویند، و این عمل در اصطلاح عکاسی، چاپ کردن عکس نامیده میشود. - دستگاه عکس برداری؛ دوربین عکاسی. (فرهنگ فارسی معین). || در اصطلاح پزشکی، برداشتن تصویر از اعضا و جوارح انسان بوسیلهٔ دستگاه رادیوگراف. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «عکسبرداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر