معنی عکسه
4 بازدید
[ ] (اِخ) (به معنی خلخال) دختر کالب بن یفنه که پسر عمویش وی را از عثنئیل تزویج نمود، چه کالب با خود شرط کرده بود که هر کس «دبیر» را به قتل برساند دختر خود را بدو تزویج نماید، پس عثنئیل وی را زده عکسه را به حبالهٔ نکاح خود درآورد و پدرش چشمه های فوقانی و تحتانی را با املاک حوالی آنها علاوه بر مهر به وی داد. (از قاموس کتاب مقدس).[ عَ سَ ] (اِ) مصحف عطسه در تداول عوام. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «عکسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر