معنی عهدشکنی
7 بازدید
[ عَ شِ کَ ] (حامص مرکب) پیمان شکنی و تخلف از شرط و پیمان. (ناظم الاطباء). نکیثة. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عهدشکنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر