معنی عهدگسل
6 بازدید
[ عَ گُ سِ / سَ ] (نف مرکب) عهدگسلنده. پیمان شکننده. ناقض عهد. عهدشکن. پیمان شکن : چه غم که عهدگسل داردت کشاکش ناز که هر گسیختنی صدهزار پیوند است. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عهدگسل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سل» برای سرودن شعر