معنی عنت
6 بازدید
[ عَ نَ ] (ع مص) شکافته و شکسته گردیدن استخوان پیوندپذیرفته. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). شکافته و شکسته شدن استخوان بعد از شکسته بندی آن. || تباه و فاسد شدن. (از اقرب الموارد). || هلاک شدن و نیست شدن . || رنج رسیدن بمردم . (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رنجور شدن. (دهار). || بزه مند شدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). گناه به دست آوردن. (از اقرب الموارد). و از آن جمله است گفتهٔ خداوند:{/Bعَزِیزٌ عَلَیْهِ مََا عَنِتُّمْ ۶-۹۹:۱۲۸/}(از منتهی الارب) (از اقرب الموارد)؛ یعنی سخت است بر او [ بر پیغمبر ] گناه کردن و رنج کشیدن شما. || در کاری دشوار افتادن. مشقت بر شخص وارد شدن و در امر شاق افتادن. (از اقرب الموارد). || با زن حرام جمع آمدن. || نافرمانی کردن. || تباهی نمودن. || ضعیف شدن و انکسار. || گناه ورزیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): گفت رو نه تو رهی نه آینه ت دایماً در بغض و کینی و عنت.مولوی. پادشاهان خون کنند از مصلحت لیک رحمتشان فزونست از عنت.مولوی. || (اِمص، اِ) گناه. (غیاث اللغات). اثم و گناه. (ناظم الاطباء). خطا. (اقرب الموارد). || تباهی و نیستی و هلاک. (ناظم الاطباء). هلاک. (غیاث اللغات). || فجور و زنا. (ناظم الاطباء). زناء. (اقرب الموارد). و از آن جمله است گفتار خداوند:{/B ذََلِکَ لِمَنْ خَشِیَ اَلْعَنَتَ مِنْکُمْ ...۵۱-۵۵۴:۲۵/} (از منتهی الارب)؛ یعنی آن از برای کسی است از شما که از فجور و زنا بترسد. || مشقت. (ناظم الاطباء). || فساد. (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). || وقوع در مشقت و سختی. || کسب گناه. || انکسار. (ناظم الاطباء).[ عَ نِ ] (ع ص) استخوان پیوندپذیرفتهٔ بازشکسته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). استخوانی که پس از شکسته بندی، شکافته و شکسته باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عنت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نت» برای سرودن شعر