معنی عنبر سایل

معنی عنبر سایل

6 بازدید
[ عَمْ بَ رِ یِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) عنبر ذوب شده. عنبر مایع. || (اِ مرکب) درختی است از تیرهٔ انجیلی ها که بحالت وحشی در برخی نواحی یونان، ترکیه و سوریه روئیده میشود. و چون درخت زیبایی است بعنوان زینت در باغها نیز کشت می گردد. ارتفاع انواع این درخت بین ۴۰ تا ۵۰ و گاهی تا ۶۰ متر می رسد. بجهت تزیین خیابانها نیز به کار می رود. برگهای آن بزرگ و پنجه ای و شامل ۵ تا ۷ تقسیم نامساوی و مضرس است. از سلولهای ترشحی این گیاه سقزهای روغنی به دست می آید که از آن موادی، از قبیل استورزینول و اسید سینامیک و وانیلین به دست می آورند. و از سقز روغنی این گیاه جهت ضدعفونی کردن و التیام زخمها و مداوای جرب، و در استعمال داخلی در جهت کم کردن ترشحات قصبةالریه به کار می رود. نوعی از این درخت در نواحی مختلف آمریکا می روید و سقز روغنی مستخرج از آن به نام سقز روغنی آمریکائی مشهور است. شجرةالمیعة الامریکیة. (از فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «عنبر سایل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید