معنی عنبرچه
5 بازدید
[ عَمْ بَ چَ / چِ ] (اِ مرکب) نوعی از زیور است که پرعنبر کنند و بر گردن اندازند. (برهان قاطع). زیوری است از عالم اوربی در هندوستان که جوف آن به عنبر آلوده کنند و دور آن گوهر نیم رو آویزند. و عنبرینه نیز به همین معنی است. (از آنندراج). نوعی از زیور مثل دهکدهگی که جوف آن به عنبر پر کنند و گرد آن مروارید آویزند. (غیاث اللغات). محفظه ای از طلا مانند درج و حقه به پهنا و درازی سه انگشت که زنان بر گردن آویختندی، و آن جای خوش بویها بود. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا): در صف رخت که عنبرچه بود صدرنشین کوی بربسته که باشد که درآید بشمار. نظام قاری (دیوان ص ۸۱).
کلمات همقافیه با «عنبرچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر