معنی عنبرخری
5 بازدید
[ عَمْ بَ خَ ] (حامص مرکب) عنبر خریدن. به دست آوردن عنبر: به عنبرخری نرگس خوابناک چو کافور تر سر برون زد ز خاک.نظامی.
کلمات همقافیه با «عنبرخری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر