معنی عنبرجعد
6 بازدید
[ عَمْ بَ جَ ] (ص مرکب) آنکه جعدش چون عنبر باشد. دارای جعدی عنبری : لطیف اندامی، ماهرویی، سلسله مویی، عنبرجعدی، سمن خدی. (سندبادنامه ص ۲۵۹).
کلمات همقافیه با «عنبرجعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر