معنی عملخانه
5 بازدید
[ عَ مَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) دیوانخانه. (غیاث اللغات). جای نشستن حاکم و عامل و دیوانخانه. و آن را در عرف هندوستان «کچهری» گویند. (آنندراج). رجوع به عمل شود: عمل خانهٔ دل به فرمان توست زبان خود عمل دار دیوان توست.نظامی.
کلمات همقافیه با «عملخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر