معنی عملجات
6 بازدید
[ عَ مَ لَ / لِ ] (از ع، اِ) جِ عَمَله که خود در عربی جمع است، اما در فارسی امروز بمعنی کارگر استعمال میشود.[ عَ مَ لَ ] (اِخ) عملجات چقاخورنشین. تیره ای از شعبهٔ ایهاوند، از طایفهٔ هفت لنگ، از ایل بختیاری هستند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۷۳).
کلمات همقافیه با «عملجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر