معنی عمدةالملک
6 بازدید
[ عُ دَ تُلْ مُ ] (ع اِ مرکب) (از: عمدة +ملک) تکیه گاه ملک و مملکت. این ترکیب به عنوان لقب برای امرا و ارکان دولت بکار میرفت.[ عُ دَ تُلْ مُ ] (اِخ) حاکم غزنه در عهد چنگیز. وی و برادرش رضی الملک که از ترمذ به غزنه آمده بودند، چون مردم صلاح الدین حاکم غزنه را کشتند، این دو برادر بر آن شهر مستولی شدند و رضی الملک به سلطنت غزنین منصوب گشت. و چندی بعد، شهر غزنه توسط اعظم ملک پسر عمادالدین والی سابق بلخ، و ملک شیر حکمران کابل از دست عمدةالملک خارج گشت. رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی چ لیدن ج ۲ ص ۱۹۴ و تاریخ مغول عباس اقبال ص ۶۰ شود.
کلمات همقافیه با «عمدةالملک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر