معنی عمده
6 بازدید
[ عُ دَ / دِ ] (از ع، ص، اِ) بزرگ و کلان. (ناظم الاطباء). مقدار کلی و بسیار از هر چیز. کلی. - عمده خر؛ آنکه کالا یکجا و بصورت کلی خرد. - عمده خری؛ خریدن کالا بصورت کلی و بسیار. - عمده فروش؛ آنکه کالا بمقدار کلی فروشد. مقابل خرده فروش. - عمده فروشی؛ فروختن کالا بصورت کلی. در مقابل خرده فروشی.
کلمات همقافیه با «عمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر