معنی عمدةالدین
7 بازدید
[ عُ دَ تُدْ دی ] (ع اِ مرکب) (از: عمدة +دین) تکیه گاه دین. این ترکیب به عنوان لقب برای فقها و دانشمندان علوم دینی بکار میرفت.[ عُ دَ تُدْ دی ] (اِخ) محمدبن اسعدبن محمدبن حسین بن قاسم عطاری طوسی، مکنی به ابومنصور و ملقب به عمدةالدین و مشهور به حفدة. فقیه شافعی نیشابوری در قرن ششم هجری. خاقانی قصیده ای در مرثیهٔ این عمدةالدین دارد که یک بیت آن نقل میشود: ز انفاس عمدةالدین در شرق و غرب بود با امت استقامت و با ملت انتظام. رجوع به ابومنصور حفده، و مآخذ ذیل شود: ریحانة الادب ج ۱ ص ۳۳۲، تاریخ ابن خلکان ج ۲ ص ۴۵ و طبقات الشافعیة ج ۴ ص ۶۵.
کلمات همقافیه با «عمدةالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر