معنی علی سبزواری
6 بازدید
[ عَ یِ سَ زِ ] (اِخ) (سید...) وی نوادهٔ میرشمس الدین نقیب الاشراف سبزوار بود و در قرن ۱۱ هـ . ق. میزیست. او را بعضی اشعار است. (از الذریعهٔ آقابزرگ طهرانی ج ۹ ص ۷۵۸ از تذکرهٔ نصرآبادی فصل پنجم ص ۹۷).[ عَ یِ سَ زِ ] (اِخ) ابن محمدبن علی بن حسین بن عبدالصمد تمیمی نیشابوری سبزواری. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی تمیمی شود.[ عَ یِ سَ زِ ] (اِخ) مؤید سربداری (خواجه...). آخرین از امرای سربداری. رجوع به علی مؤید سبزواری شود.
کلمات همقافیه با «علی سبزواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر