معنی علی رضوی
6 بازدید
[ عَ یِ رَ ضَ ] (اِخ) (علی داماد...). رجوع به علی داماد شود.[ عَ یِ رَ ضَ ] (اِخ) ابن صفدربن صالح رضوی قمی کشمیری. فقیه بود و در نزد پدرش صفدر تلمذ کرد. سپس به عراق مهاجرت کرد و سرانجام در سال ۱۲۶۹ هـ . ق. در لکهنو درگذشت. او راست: ۱ - رسالة فی اصل البراءة. ۲ -رسالة فی حجیة الاستصحاب و معیارالاحکام فی شرح شرایع الاسلام. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعة ج ۴۱ ص ۲۷۵).[ عَ یِ رَ ضَ ] (اِخ) ابن محمدبن علی رضوی تبریزی، مشهور به سیدعلی داماد. رجوع به علی داماد شود.[ عَ یِ رَ ضَ ] (اِخ) ابن هاشم بن علی رضوی موسوی بغدادی نجفی. فقیه بود. در سال ۱۲۳۹ هـ . ق. متولد شد و در ۱۲۷۳ هـ . ق. درگذشت. او راست: کتاب فی الرهن. (از معجم المؤلفین بنقل از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۲ ص ۲۰۰).
کلمات همقافیه با «علی رضوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر