معنی علی رضایی
7 بازدید
[ عَ یِ رِ ] (اِخ) ابن محمد رومی، مشهور به رضایی. ادیب و شاعر و فقیه بود. وی در قسطنطنیه متولد شد و عهده دار امر قضاء در مصر گردید و در بیست وهشتم صفر سال ۱۰۳۹ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ - ادل الخیرات فی الادعیة. ۲ -الشهاب بطردالذباب. ۳ -مختصر خریدةالقصر و جریدة اهل العصر فی تراجم الشعراء، که آن را «عودالشباب» نامیده است. ۴ -نقدالسائل فی جواب المسائل من الفتوی (یا نقدالمسائل فی جواب السائل). (از معجم المؤلفین) (از الاعلام زرکلی). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: خلاصةالاثر محیی ج ۳ ص ۱۸۷. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۷۰۲ و سایر صفحات. فهرس الخدیویة ج ۳ ص ۱۴۴ و ج ۴ ص ۲۸۶. الکشاف اسعد طلس ص ۸۰. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۵۵.
کلمات همقافیه با «علی رضایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر