معنی علی انصاری
7 بازدید
[ عَ لِ اَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن ابوبکر انصاری شافعی، مشهور به کلبشی و کلبشاوی. از فضلای قرن نهم هجری بود که در سال ۸۴۰ هـ . ق. در قاهره متولد شد. او راست: الفیض القدسی عن آیة الکرسی، که در سال ۸۷۳ هـ . ق. از تألیف آن فراغت یافت. (از معجم المؤلفین بنقل از الضوء اللامع ج ۵ ص ۱۵۲. ایضاح المکنون ج ۲ ص ۲۱۵).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن عیسی بن سعدالخیر انصاری بلنسی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بلنسی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمدبن همام بن محمدبن ابراهیم بن حسن انصاری دمشقی، مشهور به ابن شاطر و مطعم و ملقّب به علاءالدین و مکنّی به ابوالحسن. هیوی و عالم به احوال آسمان و فلک بود. رجوع به علی (ابن شاطر...) شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن ابی بکربن علی بن ابی بکربن عمربن احمدبن عبدالرحمان بن محمد خزرجی انصاری مکی شافعی، مشهور به ابن جمال مصری. رجوع به علی مکی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن احمد. فقیه حنفی بود و وفات او بعد از سال ۹۶۸ هـ . ق. روی داد. او راست: الصوارم الهندیة فی الطوائف اللوطیة. (از معجم المؤلفین بنقل از بروکلمن ج ۲ ص ۴۲۵).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن احمدبن خلف بن محمد باذش انصاری غرناطی، مشهور به ابن باذش و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابن باذش و غرناطی و علی باذش شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن احمدبن عمربن محمدبن احمد بوشی انصاری، ملقّب به نورالدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی پوشی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن احمد قرافی انصاری مصری شافعی. رجوع به علی قرافی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن حسین انصاری، مشهور به حاجی زینل عطار. از دانشمندان قرن هشتم هجری. رجوع به حاجی زینل عطار شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن زیدبن محمدبن حسین بن سلیمان بن ایوب انصاری اوسی خزیمی بیهقی شافعی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی بیهقی و ظهیرالدین (ابوالحسن علی بن...) شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن سعد انصاری. شیمیدان بود. او راست: ۱ -بغیة الخبیر فی اقامة القصد یرفی الاکسیر. ۲ - شفاء الالم فی ترخیص علاج العلم فی الاکسیر. ۳ -فتح الارتاج فی اثبات الزیبق الرجراج. ۴ -فتح الوصید فی تطهیر الحدید، که در حدود سال ۷۶۶ هـ . ق. از تألیف آن فراغت یافت. (از معجم المؤلفین بنقل از کشف الظنون ص ۲۴۸. ایضاح المکنون ج ۲ ص ۱۷۵. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۲۴).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن سلیمان بن احمدبن سلیمان انصاری قرطبی عباسی، مکنّی به ابوالحسن. وی مقری بود و محمد بلفیقی، قاضی جماعت در غرناطة در محضر او حاضر شده است. او ساکن فاس شد و در سال ۷۳۶ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: ۱- التجرید، و خلاصهٔ آن. ۲ -المنافع فی قراءة نافع. (از معجم المؤلفین بنقل از طبقات القراء ابن جزری ج ۱ ص ۵۴۴. سلوةالانفاس کتانی ج ۳ ص ۱۴۹).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عبدالرحمان بن یوسف انصاری طلیطلی، مشهور به ابن لونقة و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی طلیطلی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عبدالکافی بن علی بن تمام بن یوسف بن موسی بن تمام انصاری خزرجی سبکی شافعی، ملقّب به تقی الدین و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی سبکی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن ابراهیم بن محمد انصاری مالکی، مشهور به متبطی و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی متبطی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن خلف بن محمدبن عبدالرحمان بن عبدالملک انصاری مالکی، مشهور به ابن نعمة و مکنّی به ابوالحسن. وی مفسر و محدث و فقیه بود و در سال ۴۹۰ هـ . ق. در مریة متولد شد (تولد او را برخی بعد از سال ۴۹۰ دانسته اند). سپس به قرطبه رفت و آنگاه ساکن بلنسیه شد و در ماه رمضان سال ۵۶۷ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: ۱ -الامعان فی شرح سنن النسائی. ۲ - ری الظمآن فی تفسیرالقرآن، در چند مجلد بزرگ. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۳۴). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۹۲. طبقات القراء ابن جزری ج ۱ ص ۵۵۳. بغیةالملتمس ص ۴۱۱. مرآةالجنان یافعی ج ۳ ص ۳۸۲. التکملهٔ ابن ابار ص ۶۶۹. شذرات الذهب ابن عماد ج ۴ ص ۲۲۳. طبقات المفسرین سیوطی ص ۲۳. نیل الابتهاج تنبکتی ص ۲۰۰. فهرس الفهارس کتانی ج ۲ ص ۹۱. ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۲۸. و در تاریخ حبیب السیر آمده است که: وی شارح صحیح نسائی است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۳۲۷ شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عتیق بن عیسی انصاری قرطبی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قرطبی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عیسی اردبیلی طیبی. رجوع به علاءالدین طیبی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن محمدبن ابی بکربن عبداللََّه بن مفرج انصاری اسکندری شافعی، ملقّب به شمس الدین. وی فقیه و اصولی و ادیب در زبان عرب بود و در سال ۷۴۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: مختصرالروضة. (از معجم المؤلفین بنقل از الدررالکامنهٔ ابن حجر ج ۳ ص ۹۹).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن محمدبن سلیمان بن علی بن سلیمان بن حسن انصاری غرناطی. مشهور به ابن الجباب و مکنّی به ابوالحسن. وی ادیب و شاعر بود در سال ۶۷۳ هـ . ق. متولد شد و در ۷۴۹ هـ . ق. درگذشت. و لسان الدین خطیب نزد وی تلمذ کرده است. او راست: دوح الشجر و روح الشعر. (از معجم المؤلفین بنقل از فهرس مخطوطات الظاهریة. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۴۸۱. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۱۹).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن محمدبن محمدبن وفا قرشی انصاری اسکندری شاذلی مالکی، مشهور به ابن وفا و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی قرشی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن محمد عقینی انصاری تعزی یمنی شافعی. رجوع به علی عقینی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن موسی بن علی بن موسی بن محمدبن خلف انصاری سالمی اندلسی جیانی، مشهور به ابن ارفع رأس و مکنّی به ابوالحسن. حکیم و ادیب و شاعر بود که در سال ۵۱۵ هـ . ق. متولد شد و در سال ۵۹۳ یا ۵۹۴ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -الجهات فی علم التوجیهات. ۲ - شذورالذهب فی صناعةالکیمیاء. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۴۹). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۲۱۸. فهرس المؤلفین بالظاهریة. فوات الوفیات ابن شاکر ج ۲ ص ۹۱. التکملهٔ ابن ابار ص ۶۷۲. شذرات الذهب ابن عماد ج ۴ ص ۳۱۷. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۱۰۲۹. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۳۸۷ و ج ۲ ص ۷۰۵. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۶۹۴.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن یوسف بن حسن زرندی انصاری، ملقّب به نورالدین مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی زرندی شود.
کلمات همقافیه با «علی انصاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر