معنی علی انطاکی
7 بازدید
[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن احمد أنطاکی، مکنّی به ابوالقاسم و ملقّب به مجتبی. ریاضی دان بود و در انطاکیه متولد شد و ساکن بغداد گردید. وی از دوستان عضدالدولهٔ دیلمی بود و در ۱۳ ذی حجهٔ سال ۳۷۶ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- استخراج التراجم. ۲ - التخت الکبیر فی الحساب الهندسی. ۳ - تفسیر الارثماطیقی. ۴ -الحساب علی التخت بلامحو. ۵ -شرح اقلیدس. ۶ -الموازین العددیة. (از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ الحکماء قفطی ص ۲۳۴. تراث العرب العلمی ص ۲۲۳. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۶۸۲).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن محمدبن عبدالباقی بن ابی جرادهٔ عقیلی انطاکی، مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی عقیلی شود.[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه أنطاکی رومی حنفی. اصل او از انطاکیه بود. و در سال ۱۰۰۸ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ - ادب القضاء. ۲- مجمع الفتاوی. (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۵۱).[ عَ یِ اَ ] (اِخ) ابن محمدبن اسماعیل بن محمدبن بشر انطاکی تمیمی شافعی. مکنّی به ابوالحسن. قاری بود و در زبان عربی و ریاضیات و فقه اطلاعاتی داشت. وی در سال ۲۷۹ یا ۲۹۹ هـ . ق. در انطاکیه متولد شد و در بیست ونهم ربیع الاول سال ۳۷۷ هـ . ق. در قرطبة درگذشت و در مقبرهٔ ربض مدفون گشت. او راست: الاصول فی قراءة ورش. (از معجم المؤلفین بنقل از تاریخ دمشق ابن عساکر ص ۲۵۱. الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۱۴۶).
کلمات همقافیه با «علی انطاکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر