معنی علم‌الدین سنجر

معنی علم‌الدین سنجر

7 بازدید
[ عَ لَ مُدْ دی سَ جَ ] (اِخ) (امیر...) وی حاکم و مدافع قلعهٔ رَحْبة واقع در سرحد شام، در ساحل راست فرات، بین عانة و رقة بود. در سال ۷۰۲ هـ . ق. وقتی غازان ایلخانی در راه خود برای حمله به شام و مصر، به قلعهٔ رحبه رسید امیر علم الدین مذکور را باطاعت خواند. وی به این عذر که چون رحبه سرحد شام است و با تسلیم آن رخنه در ارکان مسلمانان خواهد افتاد و تسلیم کنندهٔ آن به خیانت منسوب خواهد شد، از واگذاری رحبه خودداری کرد و به غازان قول داد که اگر او به تسخیر شام موفق شود از سپردن آن امتناع نورزد. غازان هم عذر او را مقبول شمرده از سر رحبه گذشت. (از تاریخ مفصل ایران، مغول ص ۲۷۶) (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۱۵۵).
[ عَ لَ مُدْ دی سَ جَ ] (اِخ) شجاعی. از امرای الملک الاشرف صلاح الدین خلیل، خلیفهٔ مصر است. وقتی محمد ملقب به الملک الناصر برادر نه سالهٔ الملک الاشرف به پادشاهی مصر رسید، علم الدین مذکور سمت وزارت وی را یافت. ولی سایر امرا که از تبعیت طفلی نه ساله ننگ داشتند اتفاق کرده به دست کتبغا، علم الدین سنجر شجاعی را کشتند و الملک الناصر را در قلعه ای محبوس کرده و کتبغا را با لقب الملک العادل به تاریخ ۹ محرم سال ۶۹۴ هـ . ق. به سلطنت نشاندند. (از تاریخ مفصل ایران، مغول ص ۲۶۸).

کلمات هم‌قافیه با «علم‌الدین سنجر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید