معنی علمالدین سخاوی
7 بازدید
[ عَ لَ مُدْ دی نِ سَ وی ی ] (اِخ) علی بن محمدبن عبدالصمدبن عبدالاحدبن عبدالغالب همدانی مصری سخاوی، ملقب به علم الدین و مکنی به ابوالحسن. وی در علم ادب و نحو و قرائت و فقه و لغت و اصول و تفسیر متبحر بود، بخصوص در علم قرائت دستی توانا داشت ازینرو وی را شیخ القرّاء نیز نامیده اند. وی در قاهره نزد شاطبی و در اسکندریه نزد سلغی و ابن عوف و بوصیری و ابن یاسین تلمذ کرد. سپس به دمشق رفت و در شب یکشنبه دوازدهم جمادی الآخر سال ۶۴۳ یا ۶۵۳ هـ . ق. در آنجا درگذشت. او راست: ۱- تحفة الفراض و طرفة المرتاض. ۲- تفسیر القرآن، در چهار مجلد و تا سورهٔ کهف است. ۳- جمال القراء و تاج الاقراء. ۴- ذات الحلل، که قصیده ایست بطریق لغز و خودش آن را شرح کرده است. ۵- سفر السعادة و سفیر الافادة، که شرح مفصل زمخشری است. ۶- شرح احاجی نحویهٔ زمخشری. ۷- شرح ذات الحلل. ۸- شرح رائیهٔ شاطبیة. ۹- شرح لامیهٔ شاطبیة. قاسم بن فیرهٔ شاطبی دو قصیدهٔ رائیه و لامیه در تجوید داشته است که علم الدین هر دو را نقل کرده و شرح داده است. شرح رائیه به «وسیله» و شرح لامیه به «فتح الوصید فی شرح القصید» موسوم است. ۱۰- شرح مفصل زمخشری، که دو فقره بوده، اولی بنام سفر السعادة و دومی بنام مفضل. ۱۱- عروس السمر فی منازل القمر. ۱۲- فتح الوصید، که همان شرح لامیهٔ شاطبیه است. ۱۳- القصیدة الناصرة لمذهب الاشاعرة. ۱۴- الکوکب الوقاد فی تصحیح الاعتقاد. ۱۵- متشابهات الکتاب. ۱۶- المفضل فی شرح المفصل. ۱۷- منیر الدیاجی فی شرح الاحاجی، که همان شرح احاجی است. و قصاید بسیاری نیز در حق پیغمبر (ص) گفته است. (از ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۷۳ از هدیة الاحباب ص ۱۴۸ و روضات الجنات ص ۴۹۲ و تاریخ ابن خلکان ج ۱ ص ۳۷۵ و طبقات الشافعیة ج ۴ ص ۱۲۶).
کلمات همقافیه با «علمالدین سخاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر