معنی علاءالدولهٔ سمنانی

معنی علاءالدولهٔ سمنانی

6 بازدید
[ عَ ئُدْ دَ لَ یِ سِ ] (اِخ) شیخ رکن الدین بیابانکی. حمداللََّه مستوفی که معاصر او بوده در تاریخ گزیده آرد: وی پسر ملک شرف الدین سمنانی است. و در زمان ارغون خان عمل پیشه بود. و پدرش در مرتبهٔ وزارت. بعد از آن تایب شد، و در عبادت درجهٔ عالی یافت. و در «نفحات» مسطور است که ابوالمکارم رکن الدین علاءالدوله احمدبن محمد بیابانکی، در اصل از ملک سمنان بود و در سن پانزده سالگی بخدمت سلطان وقت شغل گرفت و در یکی از حروب جذبه ای به وی رسید. و در سنهٔ سبع و ثمانین و ستمائة (۶۸۷ هـ . ق.) به وقت مراجعت از حجاز در بغداد بصحبت شیخ نورالدین عبدالرحمان کسرقی رسید. و در سنهٔ تسع و ثمانین و ستمائة (۶۸۹ هـ .ق.) اجازت ارشاد یافت. و بعد از سنهٔ عشرین و سبعمائة (۷۲۰ هـ .ق.) در خانقاه سکاکیه در مدت شانزده سال، صدوچهل اربعین برآورد. و گویند در سایر اوقات صدوسی اربعین دیگر برآورده بود. وفات شیخ رکن الدین علاءالدوله در شب جمعهٔ بیست ودوم رجب سنهٔ ست و ثلاثین و سبعمائة (۷۳۶ هـ .ق.) در برج احرار صوفی آباد اتفاق افتاد و در حظیرهٔ قطب زمان عمادالدین عبدالوهاب مدفون گشت. مدت عمرش هفتادوهفت سال بود. خواجو در تصوف به وی نظر داشته و دربارهٔ وی گفته است: هرکو به ره علیّ عمرانی شد چون خضر به سرچشمهٔ حیوانی شد از وسوسه و غارت شیطان وارست مانند علاءالدوله سمنانی شد. از نتایج طبع فیاض شیخ رکن الدین علاءالدوله کتاب مکاشفات مشهور است. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۲۰). و نیز او راست: کتاب آداب الخلوة، مواردالشوارد، نجم القران فی تأویل القرآن، شقائق الحدائق و حدائق الحقائق. (کشف الظنون). و نیز او راست: رسالهٔ موضح مقاصد المخلصین و مفضح عقائد المدعین، رسالهٔ بیان الاحسان لاهل العرفان. (مجالس المؤمنین). و مظفر صدرقاضی رساله ای بنام «آثار و احوال علاءالدوله» چاپ کرده است که در آن ۲۸ کتاب برای او نقل میکند. و در ذریعه (ج ۹ ص ۷۳۳) یک کتاب بر آن افزوده شده است. (سنگلاخ در امتحان الفضلاء ج ۱ ص ۳۱۹) (دولتشاه سمرقندی طبقهٔ ۴) (آتشکدهٔ آذر، شعرای سمنان) (شاهد صادق) (تذکرهٔ غنی) (صبح گلشن ص ۲۹۰) (هدیةالعارفین ج ۱ ص ۱۰۸) (نتایج الافکار ص ۴۵۸).

کلمات هم‌قافیه با «علاءالدولهٔ سمنانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید