معنی عقیم گذاشتن
7 بازدید
[ عَ گُ تَ ] (مص مرکب) بی نتیجه کردن. بی ثمر قرار دادن. رجوع به عقیم شود.
کلمات همقافیه با «عقیم گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر