معنی عقل کلی
6 بازدید
[ عَ لِ کُ لْ لی ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) عقل کل. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به عقل کل و عقل اول شود: عقل کلی که از تو یافته راه هم ز هیبت نکرده در تو نگاه.نظامی.
کلمات همقافیه با «عقل کلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر