معنی عقل معاش
7 بازدید
[ عَ لِ مَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) قوهٔ تدبیر زندگانی. (فرهنگ فارسی معین): دام دیوانگی فروکرده تا بدام اوفتاده عقل معاش.عطار.
کلمات همقافیه با «عقل معاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر