معنی عقدهٔ گردون
6 بازدید
[ عُ دَ / دِ یِ گَ ] (اِخ) کنایه از رأس و ذنب، و هر دو را عقدتین گویند و این اصطلاح اهل تنجیم است. (آنندراج). و رجوع به عقدة و عقده و عقدتین شود: عقد ابروی قضا از پی تسکین شغب گشته با عقدهٔ گردون به سیاست انباز. اوحدالدین انوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عقدهٔ گردون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر