معنی عقاقیری
7 بازدید
[ عَ ] (ص نسبی) منسوب به عقاقیر. رجوع به عقاقیر شود. || عقاقیرفروش. صیدلانی. دوافروش. عطار. پیله ور. پیلور. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «عقاقیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر