معنی عظو

معنی عظو

7 بازدید
[ عَ ظْوْ ] (ع مص) زشت کردن. || هلاک نمودن به زهر خورانیدن. (از منتهی الارب). بدی کردن به کسی و سوءقصد کردن به او و سم خورانیدن وی را. (از اقرب الموارد): لقاه اللََّه ماعظاه؛ خداوند او را روبرو کند با آنچه بدی رساند او را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || باز گردانیدن از نیکی. (از منتهی الارب). منصرف کردن کسی را از خیر و نیکی. (از اقرب الموارد). || غیبت کردن یا به زبان گرفتن کسی را و بد گفتن. (از منتهی الارب). غیبت کردن یا به زبان گرفتن. (اقرب الموارد): لقی فلان ماعظاه و ما عجاه؛ با سختی و شدت روبرو شد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «عظو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ظو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید