معنی عطریات
5 بازدید
[ عِ ری یا ] (ع اِ مرکب) جِ عطریة. بویهای خوش. خوشبویها. (ناظم الاطباء). مشک، عنبر، عبیر، غالیه، کافور، ند، مشک، زباد و گلاب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به عطریة شود.
کلمات همقافیه با «عطریات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر