معنی عطری
7 بازدید
[ عِ ] (ص نسبی) منسوب به عطر. معطر و دارای بوی خوش. (ناظم الاطباء). رجوع به عطر شود. - شمعدانی عطری؛ در اصطلاح گیاه شناسی نوعی شمعدانی که دارای برگهای بسیار معطر است و این بوی مطبوع عطر مخصوصاً با لمس برگها بیشتر استشمام می شود. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به شمعدانی شود.
کلمات همقافیه با «عطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر