معنی عطردة
8 بازدید
[ عَ رَ دَ ] (ع مص) نگاه داشتن و ساز و برگ گردانیدن چیزی را و آماده نمودن. (منتهی الارب). «عُطرود» قرار دادن چیزی را. (از اقرب الموارد). عَطرده لنا (به صیغه امر) و اجعله لنا عطروداً؛ آن را برای ما نزد خود چون گروهی از مردم و یا چون تجهیزات و ساز برگ قرار بده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به عطرود شود.
کلمات همقافیه با «عطردة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر