معنی عطرریز
7 بازدید
[ عِ ] (نف مرکب) عطرریزنده. عطرپاش : نباشد صراحی چرا عطرریز که کام و زبان گشت خمیازه خیز. نورالدین ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عطرریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر