معنی عطرد
7 بازدید
[ عَ طَرْ رَ ] (ع ص) درشت و دشوار. (از منتهی الارب). شدید و شاق. (اقرب الموارد). || سیر شتاب. (منتهی الارب). سیر سریع. (اقرب الموارد). || راه روشن. (منتهی الارب). طریق آشکار و فراخ که در آن از هر جا بخواهند بروند. (از اقرب الموارد). || مرد گزیده. (منتهی الارب). شخص نجیب. (از اقرب الموارد). || رسن دراز و ایام دراز. (منتهی الارب). کوهها و روزهای دراز و طولانی. (از اقرب الموارد). || نیزهٔ تیز. (منتهی الارب). سنان و سرنیزهٔ مذلق و تیز. (اقرب الموارد). || سال تمام. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَطَوَّد. رجوع به عطود شود.
کلمات همقافیه با «عطرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر