معنی عصید
5 بازدید
[ عَ ] (ع ص) چیز پیچیده شده. معصود. (از اقرب الموارد). و رجوع به عُصود شود.[ عِ صْ یَ ] (ع ص) متهم به شر. (منتهی الارب). || ابنه زده و مأبون، یعنی آنکه علت مشایخ دارد. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || (اِخ) لقب حذیفةبن بدر، یا لقب حصن بن حذیفه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عصید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر