معنی عصیة
5 بازدید
[ عُ صَ یْ یَ ] (ع اِ مصغر) مصغر عَصا. چوبدستی کوچک و خرد. (از ناظم الاطباء). رجوع به عصا شود.[ عُ صَ یْ یَ ] (اِخ) مادر اسب حذیمة است، و از آن است مثل «العصا من العصیة»، که منظور این است که کارها بهم مربوط است. (از منتهی الارب). و رجوع به عصا شود.[ عُ صَ یْ یَ ] (اِخ) ابن خُفاف بن امری ءالقیس بن بهثة، از بنی سُلیم بن منصور. جدی است جاهلی و فرزندانش بطنی از سلیم از قیس عیلان از عدنانیه را تشکیل میدهند. و خنساء شاعره و أبوالعاج کثیربن عبداللََّه بن بردة از والیان بصره، و نیز جماعتی از صحابه از این بطن بوده اند. و حدیث «عصیة عصت اللََّه و رسوله» دربارهٔ گروهی از آنان است، چه آنها پیمان خود را با پیامبر اسلام (ص) نقض کردند و اصحاب «بئر معونة» را بقتل رساند. (از الاعلام زرکلی از فتح الباری و کتاب المناقب و امتاع الاسماع و جمهرة الانساب). و رجوع به منتهی الارب شود.
کلمات همقافیه با «عصیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر