معنی عصیان نمودن
5 بازدید
[ عِ صْ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) عصیان کردن. سرکشی نمودن. عاصی شدن : به تیغ او سپه آرای نیست خواهد شد هر آن کسی که نماید درین ملک عصیان. فرخی (از آنندراج). آنکس که تو را نداشت طاعت در عصبهٔ تو نمود عصیان.خاقانی.
کلمات همقافیه با «عصیان نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر