معنی عسوس
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) شتر مادهٔ تنهاچرنده. (منتهی الارب). ناقه ای که به تنهائی بچرد. (از اقرب الموارد). || ناقهٔ کم شیر، یا شتر ماده که تا از مردمان دور نشود شیر ندهد. || ناقه ای که هرگاه برانگیخته شود بگردد، سپس آن شیر دهد. || ناقهٔ بدخوی در دوشیدن. || ناقه ای که استخوان طلب کند و آن را بخورد. || ناقه ای که بیازمایند او را که آیا شیر دارد یا نه. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زن بی باک از مردان. (منتهی الارب). زنی که اهمیت نمیدهد از اینکه به مردان نزدیک شود. (از اقرب الموارد). || مرد کم خیر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مرد به شب جوینده شکار و گشت کننده. (منتهی الارب). طالب صید. (اقرب الموارد). || گرگ. (منتهی الارب). گرگ طلب کنندهٔ صید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عسوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر