معنی عسلوجة
6 بازدید
[ عُ جَ ] (ع ص) جاریة عسلوجةالنبات؛ دوشیزهٔ نرم و نازک اندام. (منتهی الارب). جاریة عسلوجة النبات و القوام؛ دختری نرم و ناعم. (از اقرب الموارد). || (اِ) شاخ نرم و سبز و آنچه نخستین برآید. (منتهی الارب). عُسلوج. عُسلُج. رجوع به عسلج و عسلوج شود.
کلمات همقافیه با «عسلوجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر