معنی عسلویه
5 بازدید
[ عَ سَ یَ ] (اِخ) بندر و دهی از دهستان ثلاث بخش کنگان شهرستان بوشهر. سکنهٔ آن ۹۰۰ تن. آب آن از چاه. محصول آن غلات، خرما، تنباکو و پیاز است. لنگرگاه این آبادی در داخل خلیج نای بند و پنج کیلومتر و نیمی ساحل به عمق پنج متر است و برای کشتی های کوچک مناسب میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «عسلویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر