معنی عسلوج
4 بازدید
[ عُ ] (ع اِ) آنچه نرم و سبز باشد از شاخه های درخت و رَز و آنچه ابتدا روئیده باشد، و گویند آن گیاهی است بر ساحل رودها که از شدت نرمی خمیده گردد. (از اقرب الموارد). گویند: مات العسلوج؛ یعنی شاخه خشک شد. (از اقرب الموارد). عُسلُج. عِسلاج. ج، عَسالج، عَسالیج. (اقرب الموارد). و رجوع به عسلج شود.
کلمات همقافیه با «عسلوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر