معنی عسقد
5 بازدید
[ عُ قُ ] (ع ص) دراز گول. (منتهی الارب). طویل احمق. (اقرب الموارد). || پرگوشت درشت اندام. (منتهی الارب). شخص تارّ و پرگوشت و درشت آفرینش. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عسقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر