معنی عسقفة
6 بازدید
[ عَ قَ فَ ] (ع مص) بستگی و سختگی چشم، خلاف گریه، و بی آب شدن چشم، یا ارادهٔ گریه کردن و نتوانستن. (منتهی الارب). خلاف بکاء، و گویند خواستن گریه را و نتوانستن. (از اقرب الموارد). || آهنگ نمودن بر خیر و نکردن آن را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عسقفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر