معنی عسقبة
7 بازدید
[ عَ قَ بَ ] (ع مص) بی اشک گردیدن و بسته و سخت شدن چشم وقت گریه. (منتهی الارب). جامد گشتن و خشک شدن چشم هنگام گریستن. (از اقرب الموارد).[ عِ قِ بَ ] (ع اِ) خوشهٔ خرد انگور منفرد پیوسته در بن خوشهٔ کلان. (منتهی الارب). خوشهٔ کوچک چسبیده به ریشهٔ خوشه و عنقود. (از اقرب الموارد). ج، عِسقِب، عَساقِب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عسقبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر