معنی عزیز شدن

معنی عزیز شدن

9 بازدید
[ عَ شُ دَ ] (مص مرکب) گرامی شدن. ارجمند شدن. اعتزاز. تعزّز. عِزّ. عزازة. عزة: تا شوی از جملهٔ عالم عزیز جهد تو می باید و توفیق نیز.نظامی. تو آنگه شوی پیش مردم عزیز که مر خویشتن را نگیری به چیز.سعدی. مرا قبول شما نام در جهان رفته ست مرا به صاحب دیوان عزیز شد دیوان. سعدی. - امثال: میخواهی عزیز شوی، یا دور شو یا کور شو.(امثال و حکم دهخدا). || گرانبها شدن. گران شدن : نرخها عزیز شد یک من گندم به هشت درم. (تاریخ سیستان). در این سال بود که نرخها عزیز شد، من گندم به دویست درم نقد شد و جو به صدوهشتاد درم... همچنان غله عزیز میشد تا منی گندم در ناحیهٔ سیستان به هزارودویست درم رسمی شد. (تاریخ سیستان).

کلمات هم‌قافیه با «عزیز شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید