معنی عزیة
6 بازدید
[ عِ زْ یَ ] (ع اِمص) انتساب. (اقرب الموارد). نسبت و دعوی نسبت. (ناظم الاطباء). عِزوة. رجوع به عزوة شود.[ ] (اِخ) دختر محمدبن عبدالملک بن یوسف مقدسی. از زنان محدث بود و در نقل احادیث نام او آمده است. (از اعلام النساء از مخطوطات دار الکتب الظاهریة).
کلمات همقافیه با «عزیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر