معنی عزوان
6 بازدید
[ عَ زْ ] (اِخ) (بنو...) گروهی از جن. (ناظم الاطباء). حیی از جن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عزوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر