معنی عریانی
5 بازدید
[ عُ رْ ] (حامص) برهنگی و بی پوشاکی. (ناظم الاطباء). لختی و برهنگی. (فرهنگ فارسی معین). تجرد: عریان همه خلق و از بسی سختی کس را نبود خبر ز عریانی.ناصرخسرو. احرام که گیری چو قدح گیر که دارد عریانی بیرون و درون لعل قبائی.خاقانی.
کلمات همقافیه با «عریانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر